بسمه تعالی
بحث در این بود که چه چیزهایی به واسطه شمس طاهر میشود.و در عنوان کل ما اشرقت علیه الشمس بودیم. گفتیم که اگر احراز شود که "ما اشرقت علیه الارض" در کلام امام موضوع واقع شده دایره وسیعی را شامل می شود.
مناقشه اول: اشکال سندی
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام : ...[1]
مجموعا سه وجه برای ضعف سند مطرح شده است.
1- وجه اول ضعف سند:
اسناد شیخ به احمد بن محمد مردد است بین اسناد حجت و اسناد غیرحجت. چون محتمل است یا ظاهراست که احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی باشد.مرحوم شیخ در مشیخه وقتی اسناد خودش را به احمد بن محمد بن عیسی نقل می کند می فرماید که بعض ما ذکرنا به احمد بن محمد سند ما این است و بعض ما ذکرنا سند ما این است[2] و یک سند کلی برای تمام روایات احمد بن محمد ذکر نفرموده اند در حالی که در خیلی از راویان یک سند ذکر کرده اند مثلا و ما رویته عن ابن ابی عمیر سند ما این است یعنی همه روایات ایشان این سند را دارد. اما برای احمد بن محمد این مطلب را نفرموده اند و این سندهایی که ذکر کرده اند بعضشان تمام است و بعضشان ناتمام است بنابراین هر جا احمد بن محمد نقل شده است یا از آن بعضی است که از سند تمام ذکر شده است یا از آن بعضی که ناتمام است. همجنین روایت ششم هم صاحب وسائل فرموده است بهذالاسناد همین مشکل را دارد.
اشکال به وجه اول ضعف سند:
یک بحث کلی در مورد خود این شبهه مطرح است که آیا این مشکل در سندهای تهذیب در مورد احمد بن محمد راه حلی دارد یا نه که در فرصت دیگری بیان خواهد شد. اما در خصوص این سند جواب این مناقشه این است که صاحب وسایل در این نقل اشتباه کرده و این اشتباه به دلیل اقتصار در نقل صاحب وسائل برای محققین نیز پیدا شده است. پس باید به منابع اصلی مراجعه کرد که تهذیب و استبصار شیخ است. مرحوم شیخ در تهذیب ج1ص273 از طبع آخوندی یا ص289 از طبع غفاری اینگونه نقل کرده:
اخبرنی الشیخ ایده الله تعالی عن احمد بن محمد عن ابیه عن سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد عن علی بن الحکم عن عثمان بن عبدالملک عن ابی بکر عن ابی جعفر علیه السلام: ...
در اینجا احمد بن محمد اول که بعد از شیخ مفید وارد شده است قطعا احمد بن محمد بن عیسی اشعری نیست که در نتیجه آن بحث ها را به دنبال داشته باشد بلکه این احمد بن محمد که استاد شیخ مفید است ؛ احمد بن محمد بن حسن بن ولید است که در سندهای دیگر که شیخ مفصلا ذکر فرموده تصریح به این جهت وجود دارد بنابراین ایشان از پدرش یعنی محمد بن حسن بن ولید (که استاد شیخ صدوق است و شیخ صدوق خیلی به او اهتمام دارد و فرموده است که هر که را ایشان تصحیح کند من تصحیح می کنم و هر که را ایشان قبول نداشته باشد من نیز قبول ندارم) نقل فرموده است.
و اما احمد دوم احمد بن محمد بن عیسی اشعری است که شکی در وثاقتش نیست پس سند این روایت کامل است.
بنابراین وقتی به خود سند مراجعه می کنیم می بینیم که دو احمد بن محمد بن محمد وجود دارد که هر دو ثقه هستندو مشکلی در این جهت وجود ندارد.
2- وجه دوم مناقشه سندی: وجود عثمان بن عبدالملک در سند
شیخ طوسی در دو جای تهذیب این روایت را نقل کرده است یکی در همین آدرسی که در اشکال اول گفته شد[3]. و مورد دوم در جلد2 صفحه 377 که در سند هر دو عثمان بن عبدالملک است. اما در استبصار این روایت را البته با کمی تفاوت در متن ، عثمان بن عبدالله نقل کرده است[4].پس سه بار شیخ این روایت را آورده است که در دو مورد عثمان بن عبدالملک است و یک بار عثمان بن عبدالله است.حال مستشکل می گوید اگر عثمان بن عبدالملک باشد مجهول است اصلا ذکری در رجال نشده و اگر عثمان بن عبدالله باشد اگر چه در رجال ذکر شده است و برقی ایشان را ذکر کرده است اما هیچ توثیقی ندارد.
جواب وجه دوم از مناقشه سندی:
برای حل این مشکل راههایی بیان شده است. شیخ جواد تبریزی در شرح عروه فرموده است که نسخه استبصار غلط است چون در کافی و همچنین موارد دیگر تهذیب شبیه به همین سند ، عثمان بن عبدالملک وجود دارد علاوه بر اینکه به طور متعدد عثمان بن عبدالملک از ابوبکر حضرمی نقل کرده به خلاف عثمان بن عبدالله که از ابوبکر حضرمی نقل روایت نکرده است و در سندهای شبیه به این سند هم دیده نشده است. این مجموعه به ما اطمینان می بخشد که نسخه استبصار غلط است.بنابراین نسخه استبصار کنار می رود و ما باید همّتمان را بر این بگذاریم که عثمان بن عبدالملک را توثیق کنیم و توثیق ایشان امکان دارد که ده راه برای آن نقل کرده اند که در ادامه خواهد آمد.
اشکال به مرحوم تبریزی و جواب دوم به وجه دوم مناقشه سندی:
این فرمایش اگر برای کسی اطمینان آورد فبها اما برای ما اطمینان نمی آورد چون عثمان بن عبدالملک را مقدس اردبیلی فرمود لم اره فی الکتب اما عثمان بن عبدالله در متون رجالی نامش ذکر شده علاوه بر اینکه ممکن است دو روایت با دو سند باشد به دلیل اختلاف در تعبیری که در دو روایت هست یکی گفته فقد طهر و دیگری گفته فهو طاهر.که این در اشکالات دلالی تأثیر دارد.بنابراین جزم به اینکه آن نسخه غلط و باطل است پیدا نمی کنیم بلکه می گوییم هر دو نسخه صحیح است و راوی این دو روایت دو نفر هستند یعنی دو نفر از ابوبکر حضرمی شنیده اند هم عثمان بن عبدالملک و هم عثمان عبدالله. و وقتی یکی از اینها موثق شود برای ما کافی است. پس حالا باید ببینیم که آیا راهی برای توثیقی اینها وجود دارد یا نه.
راههای رفع اشکال سندی از جهت وجود عثمان بن عبدالملک:
1- راه اول برای توثیق عثمان بن عبدالملک[5]:
ابن داوود در رجالشان از کشی توثیق عثمان عبدالملک را نفل فرموده اند . اگر چه در رجال کشی که در دست ماست این توثیق وجود ندارد. در توضیح باید گفت که قبلا چندین بیان کردیم که استاد ما مرحوم آقای قاروبی یک قانون مهمی را بیان می فرمودند و مرحوم شهید صدر هم بارها در فقهشان به این تذکر داده اند و محقق خویی هم در کلماتشان هست که هروقت تهذیب و استبصار و کافی با هم اختلاف داشتند نقل صاحب وسایل مرجع ما می شود و آن برای ما حجت است زیرا این کتب اربعه متواتر اجمالی است اما نه در تک تک کلمات بلکه در مجموعه تواتر دارد.فلذا در این مواردی که اختلاف دارند ما مرددیم که مثلا کافی واقعی کدام است.اما صاحب وسائل طریق معنعن به کافی دارد و ایشان ثقه عن ثقه از نسخه اصلی کافی نقل می کند. حال همین حرف را در اینجا هم می توان گفت. کتاب کشی که در دست ماست (که در واقع گلچین کتاب کشی است به نام اختیار معرفه الرجال کشی که توسط شیخ طوسی نوشته شده است) تواتر اجمالی دارد نه اینکه در تک تک کلمات تواتر داشته باشد. اما ابن داوود طریق معنعن به کتاب کشی دارد و ایشان توثیق کرده است. پس اگر در کتاب کشی که در دست ماست وجود ندارد اشکالی ندارد زیرا نقل ابن داوود برای ما حجت است. حاجی نوری صاحب مستدرک بر این وجه اعتماد کرده.
اشکال به راه اول برای توثیق عثمان بن عبدالملک:
محقق خویی اشکال کرده که این نسخ موجود از کشی همه خالی از این توثیق است علاوه بر اینکه همه ناقلین کشی مثل تفرشی و علامه (که علامه معاصر با ابن داوود است و ایشان هم طرق داشته به این کتب با اینکه علامه مقید است که توثیق کتب نجاشی و کشی و شیخ را نقل کند.) این را نقل نکرده اند از طرف سوم ابن داوود در جایی که نام این شخص را ذکر کرده توثیق نکرده بلکه در باب کنیه ها توثیق کرده اگر بگوییم بعدا به این دست یافته است حقش بوده که در جایی که نامش را ذکر کرده است استدراک می کرده است. مجموعه اینها این اطمینان را می دهد که ابن داوود سهو کرده است اگر اطمینان هم پیدا نکنیم اشکال این است که ادله حجیت خبر واحد چنین مواردی که در کنارش این چنین قراینی است که باعث سلب اطمینان می شود ، شامل نمی شود.
جواب به اشکال به راه اول:
حاجی نوری در این جا فرموده است درست است که بقیه نقل نکرده اند ولی ابن داوود از اصل کشی نقل میکند در حالی که نقله از اصل کشی نقل نمی کنند بلکه از کتاب شیخ طوسی یعنی اختیار معرفه رجال الکشی نقل کرده اند و ممکن است شیخ این را از قلم انداخته باشد. مستدرک ج4ص428 ( ان الظاهر ان ابن داوود اخذه من اصل الکشی لا من اختیار الشیخ)
اشکال به جواب اشکال راه اول :
در اینجا مانند محقق خویی این جواب را می دهند که ما مطمئنیم اصل کشی به دست ابن داوود نرسیده است زیرا اگر اصل کشی به دست ابن داوود رسیده بود باید به دست شاگردش علامه هم می رسید علاوه بر اینکه من اضافه می کنم که این توثیق در کتاب التحریر الطاووسی که مال صاحب معالم است و نقل از اصل کتاب کشی است نیز وجود ندارد.[6] حال اگر اشکال شود که ابن طاووس یک ناقل است و ابن داوود هم یک ناقل است و دوران امر بین زیاده و نقیصه می شود که در این موارد اصل عدم زیاده جاری میشود یعنی کسی که اضافه کرده است درست و سهو نکرده است بنابراین می توان به نقل ابن داوود اعتماد کرد جواب خواهیم داد که قبلا گفتیم که ما تبعا للامام این اصل عدم زیاده را قبول نداریم.
بنابراین این راه برای توثیق عثمان بن عبدالملک را نپذیرفتیم.
وصلی الله علی محمد وآل محمد.
[1] وسائل الشیعه ج3 ص 453
[2] در مشیخه تهذیب شیخ چندین بار این عبارت را آورده اند: «و من جملة ما ذکرته عن احمد بن محمد بن عیسى ما رویته بهذه» ( مشیخه ص40 و 72 ) و در مواردی اسناد دیگری به ایشان ذکر می کند.
[3] تهذیب ج1ص273
[4] أَخْبَرَنِی الشَّیْخُ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی بَکْرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ یَا أَبَا بَکْرٍ کُلُّ مَا أَشْرَقَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ فَقَدْ طَهُرَ (استبصار ج1 ص194)
[5] همان طور که استاد معظم در جلسه بعد خواهند فرمود این راه به اشتباه برای عثمان بن عبدالملک بیان گردیده و در واقع این راه برای توثیق ابوبکر حضرمی می باشد.
[6] در واقع این کتاب از ابن طاووس است که مطالب کشی اصل را که غیر مرتب بوده است را مرتب کرده است و این کتاب در خاندان شهید ثانی یدا به ید رسیده به صاحب معالم که پسر شهید ثانی است.و ایشان برای این که کتاب از بین نرود در این کتاب تجدید نظری کرده و ترتیبی داده و اسمش را التحریر الطاووسی گذاشته است.