بسمه تعالی
بزرگ چهارم مرحوم صاحب کتاب هدایه الابرا ره میباشد که معاصر با مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره بوده است و محقق سیستانی دام ظله در دوره دوم درس خود فرموده است که علاوه بر اینکه در کتاب وسائل الشیعه این انتساب نقل شده است، در دو مورد دیگر نیز این انتساب مشاهده شد که یکی کتاب هدایه الابرار صفحه 90 است و دیگری کتاب روضه المتقین باشد.
بزرگ پنجم مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره میباشد که در سال 1104 فوت نموده است و ایشان در دو مورد این انتساب را ذکر فرموده است. یکی در کتاب وسائل الشیعه، جلد 17، صفحه 118 میباشد:
«سَعِیدُ بْنُ هِبَةِ اللَّهِ الرَّاوَنْدِیُّ فِی رِسَالَتِهِ الَّتِی أَلَّفَهَا فِی أَحْوَالِ أَحَادِیثِ أَصْحَابِنَا وَ إِثْبَاتِ صِحَّتِهَا عَنْ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ ابْنَیْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ الصَّمَدِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ أَبِی الْبَرَکَاتِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ ...»
و مورد دوم در کتاب أمل الآمل، جلد 2، صفحه 127 است:
«أقول: و قد رأیت له کتاب قصص الأنبیاء أیضا، کتاب فقه القرآن، و رسالة فی أحوال أحادیثنا و إثبات صحتها، و شرح آیات الأحکام و هو فقه القرآن،»
نکته:
دو نفر از تلامذهی مرحوم قطب راوندی ره، یکی مرحوم منتجب الدین ره که دارای فهرست است و دیگری مرحوم ابن شهر آشوب ره که صاحب معالم العلماء باشد، در فهرست کتب مرحوم قطب راوندی ره نامی از کتاب قصص الأنبیاء و کتاب فقه القرآن که دو کتاب معروف و متداولی است، نبردهاند. و از این به دست میآید که یا در مقام حصر مولفات مرحوم قطب راوندی ره نبودند یا اینکه به دست آنان نرسیده بوده است یا اینکه تالیف این دو کتاب بعد از وقتی بوده که این دو تلمیذ از ایشان جدا شده بودند و اصلا خبری از این دو کتاب به آنان نرسیده است و این احتمال با توجه به رفت و آمدهای آن أزمنه امری عقلائی است.
(اشکال:
استاد دام ظله فرمودند: یا اینکه به دست آنان نرسیده بوده است یا اینکه تالیف این دو کتاب بعد از وقتی بوده ...
ولی ظاهرا علت اینکه به دست آنان نرسیده این میباشد که تالیف این دو کتاب بعد از وقتی بوده که این دو تلمیذ از ایشان جدا شده بودند. پس باید به جای « یا اینکه » دوم کلمه «زیرا شاید» گذاشته شود.)
بزرگ ششم مرحوم صاحب بحار الانوار ره میباشد که در سال 1111 فوت نموده است:
«أَقُولُ رَوَى الشَّیْخُ قُطْبُ الدِّینِ الرَّاوَنْدِیُّ فِی رِسَالَةِ الْفُقَهَاءِ عَلَى مَا نَقَلَ عَنْهُ بَعْضُ الثِّقَاتِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ...»[1]
ان قلت:
با توجه به عبارت «عَلَى مَا نَقَلَ عَنْهُ بَعْضُ الثِّقَاتِ» دانسته میشود که خود مرحوم مجلسی ره این رساله را منتسب به مرحوم قطب راوندی نمینماید بلکه برخی دیگر مانند مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره باشند زیرا مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره با مرحوم مجلسی ره ملاقات داشته است و هر دو بزرگ به هم اجازه دادهاند.
قلت:
از عبارت «الشَّیْخُ قُطْبُ الدِّینِ الرَّاوَنْدِیُّ فِی رِسَالَةِ الْفُقَهَاءِ» معلوم میشود که خود مرحوم مجلسی ره این رساله را به مرحوم قطب راوندی ره نسبت داده است ولی به احادیث مذکور در رساله مراجعه نداشته و از دیگران نقل مینماید مانند اینکه گفته شود که مرحوم کلینی ره در کتاب کافی این حدیث را نقل کرده است ولی خودم نرسیدم مراجعه کنم بلکه فلان شخص این حدیث را نقل کرده است که در اینجا خودم کتاب کافی را به مرحوم کلینی ره نسبت دادهام و مرحوم مجلسی ره به صورت گروهی کار میکردند لذا احادیث را افراد گروه جمع کرده بودند و ایشان از آن ثقات نقل نموده است ولی بیانات علمی از خود مرحوم مجلسی ره بوده است.
نکته:
مرحوم مجلسی ره اسم رساله را «رساله الفقهاء» ذکر نموده در حالی که بزرگان دیگر برای این رساله اسمی بکار نبرده بودند و ظاهر این است که این دو رساله متحد میباشند و این رساله دارای اسم خاصی نبوده است و در این رساله مجموعهای از احادیث جمع شده بوده است.
پس به دست آورده شد که چندین بزرگ این کتاب را به قطب راوندی ره نسبت دادهاند و از طرف دیگر این اسناد یک شهادت و یک اخبار محتمل الحس و الحدس میباشد یعنی ممکن است این اسناد را از راه حسی به دست آورده باشند مانند اینکه طریق ثقه عن ثقه داشتند یا خطوط علمائی که مورد شناسائی و شناخت آنان بوده است مثلا مرحوم مجلسی ره نسبت به کتاب قصص الانبیاءِ مرحوم قطب راوندی ره میفرماید که این کتاب به تصحیح مرحوم شهید ثانی ره در نزد من موجود است و از طرف دیگر مرحوم نراقی ره و دو بزرگ دیگر نفرمودند که این کتاب برای مرحوم قطب راوندی ره نمیباشد تا گفته شود خبر اینان با خبر آنان معارضه مینماید بلکه فرمودند که برای ما ثابت نشده است که این کتاب منسوب به ایشان باشد چون آن قرائن حسی برای آنان مهیا نشده است ولی برای این چند بزرگ مهیا بوده است. پس خبر آنان به عدم ثبوت میباشد نه به ثبوت عدم.
ان قلت:
مرحوم قطب راوندی ره در سال 573 وفات نموده است لذا فاصله زمانی این بزرگان با ایشان حدود 500 سال میباشد و با وجود این مدت زمان فاصله چگونه ممکن است که خبر این بزرگان حسی بوده باشد.
قلت:
گفته شد که قرائی حسی مانند طریق ثقه عن ثقه یا خطوط علمائی که مورد شناسائی و شناخت آنان بوده، وجود داشته است و خبر محتمل الحس و الحدس حجت میباشد ولی با این حدود مرحوم شهید صدر ره کلامی دارند که همین سخنان گفته شده را بیان فرموده است. ایشان پیرامون شهادت مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره به وثاقت أبو البرکات علی بن الحسین با اینکه فصله زمانی بین ایشان و ابو البرکات علی بن الحسین زیاد میباشد، فرموده است که طولانی بودن فاصله زمانی یا کم بودن فاصله زمانی ملاک حدسی یا حسی شدن خبر نمیشود تا گفته شود اگر فاصله زمانی زیاد است خبر حدسی میباشد و اگر فاصله زمانی کم است خبر حسی می باشد بلکه ملاک این است که آیا آن وسائل که موجب حسی شدن خبر میشود، در این مدت متوفر بوده است یا خیر. گاهی مواقع فاصله زمانی کم بوده ولی وسائلی که موجب حسی بودن خبر میشود، وجود ندارد مانند اینکه در أنساب افراد غیر سید معمولا جد دوم و سوم خود را نمیشناسد و باید با حدس و گمان پی به جد دوم و سوم خود ببرند با اینکه فاصله زمانی کم میباشد ولی سادات نسبت به جد دهم خود خبر حسی دارند با اینکه فاصله زمانی زیاد میباشد چون تحفظ بر أنساب خود مینمایند و شجره نامه دارند زیرا آثار شرعی و شرافت ذاتی دارد. اکنون باید بررسی کرد که آیا آن وسائلی که موجب حسی بودن خبر میشود، در این مدت فاصله وجود دارد یا خیر و نسبت به علماء و محدثین و روات چون کتاب نوشته میشده و هم اساتید به شاگردان و شاگردان به تلامذ خود میگفتند چون به این مطالب در درسها احتیاج داشتند پس راه برای دریافت حسی مرحوم صاحب وسائل ره نسبت به وثاقت ابی البرکات علی بن الحسین وجود داشته است و بعد میفرمایند که حسی بودن دریافت توثیقات برای مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره نسبت به مرحوم شیخ طوسی ره اوفر است زیرا قبل از مرحوم شیخ طوسی ره فقط یک کتاب فهرست نوشته شده بود که مولف آن برقی ره بوده است ولی از عصر مرحوم شیخ طوسی ره تا عصر مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره تعداد بسیار زیادی از کتب رجالی و تاریخی و فهرست تالیف شده و در دسترس علماء بوده است و با عین حال میگوئیم که اخبار مرحوم شیخ طوسی ره احتمال حسیت دارد و از همین طریق قول رجالیون را حجت قرار دادهاند. البته اینکه حسی بودن دریافت توثیقات برای مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره نسبت به مرحوم شیخ طوسی ره اوفر است، مورد قبول نیست بلکه باید گفت که در هر دو زمان حسی بودن دریافت توثیقات خوب بوده است زیرا با تورّق کردن کتاب مرحوم نجاشی ره و فهرست مرحوم شیخ طوسی ره به دست میآید که بسیار کتب رجالی تدوین شده بوده است و مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی ره کتابی به نام مُصَفّی المقال فی مُصَنّفی علم الرجال دارند و ایشان در این کتاب حدود صد کتاب رجالی تا زمان مرحوم شیخ طوسی ره ذکر مینمایند و حتی کتاب فهرست هم وجود داشته است زیرا مرحوم شیخ طوسی ره به فهرست علماء ارجاع میدهد.
«و فیه: أن المقیاس فی نشوء احتمال الاستناد إلى الحس فی مقابل الحدس و الاجتهاد لیس هو طول الزمان و قصره فحسب، و إنما تتحکم فیه أیضا ملابسات ذلک الفاصل الزمنی و ظروفه، فقد یکون الفاصل قصیراً و لکنه قد مضى بنحو لا یوفر للباحث ما یحتاجه من المدارک الواضحة التی تستوجب حسیة شهادته بالتوثیق أو الجرح، و قد تطول الفاصل الزمنی دون أن یضر بما تطلبه حسیة الشهادة من مدارک و مستندات، فمثلًا ترى أن التسلسل النسبی لأسرة علویة قد یکون محفوظاً عبر مئات السنین فیستطیع أی فرد منها أن ینسب نفسه إلى أبیه ثم إلى جده و جد جده و هکذا إلى أزمنة سحیقة من تاریخ آبائه و أجداده نتیجة الاهتمام الموجود تجاه هذا النسب المبارک، بینما لا یتأتى ذلک فی حق الأنساب الأخرى و لو لأزمنة قصیرة من تاریخ الآباء و الأجداد.
و على هذا الأساس، لو لاحظنا السنین التی تفصل بین الشیخ الطوسی- قده- و بین الرّواة الذین شهد بوثاقتهم و التی هی أقصر بکثیر من الفاصل الزمنی بین صاحب الوسائل- قده- و العلماء الذین یشهد بوثاقتهم- کأبی البرکات مثلًا- نرى فارقاً کیفیاً کبیراً بین الزمانین یمیز الفاصل الزمنی بین صاحب الوسائل و أبی البرکات من ناحیة إمکانیة الحصول فیه على مدارک حسیة للشهادة بوثاقته. و ذلک الفارق الکیفی یتمثل فی توفر الضبط فی النقل و شدة الاهتمام بمدارک التوثیق و الجرح و التعدیل و شیوع کتب الرّجال و الإجازات و الإسناد التی هی منفذ اطلاع الباحث على معرفة أحوال الرّجال عادة و عدم توفر مثل هذه المدارک و إمکانات البحث و الاطلاع فی الفترة الزمنیة بین الشیخ الطوسی و أصحاب الأئمة حتى أنه لم ینقل فهرست لأحد من الأصحاب فی هذه الفترة غیر البرقی- قده-.»[2]
طریق دوم:
مرحوم شهید صدر ره و برخی از اساتید ما دام ظله و بسیاری از محققین این راه را طی نمودهاند.طریق دوم این است که مرحوم صاحب وسائل الشیعه طریق ثقه عن ثقه تا مرحوم قطب راوندی ره دارد و اگر چه ایشان این رساله را در خاتمه وسائل الشیعه جزء کتابهائی که از آنها حدیث ذکر مینماید، نام نبرده است و در فائده خامسه طریق خود را به 82 کتاب بیان میفرماید و در ذیل طریق 36 یک طریق معنعن به کتاب الخرائج و الجرائح و کتاب قصص الانبیاء ذکر مینماید.
«و نروی کتاب (الخرائج و الجرائح) و کتاب (قصص الأنبیاء) لسعید بن هبة الله؛ الراوندی: بالإسناد السابق (ط 19) عن العلامة؛ الحسن بن المطهر (52)، عن والده (105)، عن الشیخ مهذب الدین؛ الحسین بن ردة (106): عن [109] القاضی؛ أحمد بن علی بن عبد الجبار؛ الطبرسی: عن [110] سعید بن هبة الله؛ الراوندی.»[3]
ولی در پایان فائده پنجم میفرماید که بقیه کتب را با همین طرقها روایت میکنم.
«و نروی باقی الکتب، بالطرق المشار إلیها و الطرق المذکورة، عن مشایخنا و علمائنا، رضی الله تعالى عنهم جمیعا، و جزاهم عنا، و عن الإسلام خیرا.»[4]
و ظاهرا طریق رساله منسوب به قطب راوندی ره همین طریقی است که برای کتاب الخرائج و الجرائح و کتاب قصص الانبیاء ذکر نموده است اگر چه طریقهای دیگر هم معتبر میباشند و موید اینکه طریق مرحوم صاحب وسائل ره به رساله منسوب به قطب راوندی ره همین طریقی است که برای کتاب الخرائج و الجرائح و کتاب قصص الانبیاء ذکر نموده است، این میباشد که مرحوم علامه ره در آن اجازه کبیره به بنی زهره فرموده است:
«و من ذلک جمیع مصنفات الشیخ أبی الحسین الراوندی و روایاته و إجازاته عنی عن والدی ره عن الشیخ مهذب الدین الحسین بن ردة عن القاضی أحمد بن علی بن عبد الجبار الطبرسی عن الراوندی المصنف.»[5]
با این مقدمات ثابت میشود که مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره به طریق صحیحی که تا مرحوم شهید اول ره و مرحوم شهید ثانی ره دارد و به طریق صحیحی که آن بزگان تا مرحوم علامه ره دارند و به طریق صحیحی که مرحوم علامه ره تا مرحوم قطب راوندی ره دارد، همه کتب ایشان را که یکی از آنها این رساله باشد، نقل مینماید و با مراجعه به طرق مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره تا مرحوم شهید اول ره و مرحوم شهید ثانی ره مشاهده میشود که برخی از آنها از طریق مرحوم ملا أمین استرآبادی ره است و بعضی از طریق مرحوم مجلسی اول ره میباشد و برخی از طریق مرحوم مجلسی دوم ره است و بعضی هم از طرق دیگر هستند. یعنی مرحوم ملا أمین استرآبادی ره و مرحوم مجلسی اول ره و مرحوم مجلسی دوم ره در اثناء طریق مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره واقع شدهاند و در نتیجه طرق این سه بزرگ به تالیفات مرحوم قطب راوندی ره دانسته میشود.
پس از این عبارات مذکور در خاتمه وسائل الشیعه به دست آورده میشود که هم مرحوم صاحب وسائل الشیعه ره و هم این سه بزرگ طریق معتبر به تالیفات مرحوم قطب راوندی ره دارند و این سخن طریق اول را تایید میکند زیرا در راه اول گفته شد که خبر آن چند بزرگ محتمل الحس است و با وجود این طرق معتبر، خبر حسی خواهد بود.
وصلی الله علی محمد و آل محمد.