بسمه تعالی
جواب اشکال سندی مرحوم شهید صدر ره:
ظاهر کلام مرحوم شهید صدر ره این است که همان سند اول، سند برای هر دو توقیع میباشد برخلاف محقق سیستانی دام ظله و اکنون به عبارت کتاب الغیبة نظر انداخته میشود تا دانسته شود تردیدی که مرحوم شهید صدر ره بیان فرمودند، تمام نیست.
«وَ قَالَ ابْنُ نُوحٍ أَوَّلُ مَنْ حَدَّثَنَا بِهَذَا التَّوْقِیعِ أَبُو الْحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ تَمَّامٍ [وَ] ذَکَرَ أَنَّهُ کَتَبَهُ مِنْ ظَهْرِ الدَّرْجِ الَّذِی عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ بْنِ دَاوُدَ فَلَمَّا قَدِمَ أَبُو الْحَسَنِ بْنُ دَاوُدَ وَ قَرَأْتُهُ عَلَیْهِ ذَکَرَ أَنَ هَذَا الدَّرْجَ بِعَیْنِهِ کَتَبَ بِهِ أَهْلُ قُمَ إِلَى الشَّیْخِ أَبِی الْقَاسِمِ وَ فِیهِ مَسَائِلُ فَأَجَابَهُمْ عَلَى ظَهْرِهِ بِخَطِّ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ النَّوْبَخْتِیِّ وَ حَصَلَ الدَّرْجُ عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ بْنِ دَاوُدَ ...»[1]
در اینکه ضمیر فاعلی «ذکر» در عبارت «ذَکَرَ أَنَّ هَذَا الدَّرْجَ بِعَیْنِهِ کَتَبَ بِهِ أَهْلُ قُم» چه کلمهای است دو احتمال وجود دارد.
یکی اینکه فاعل ابن نوح باشد که در این صورت معنا این میشود: ابن نوح نقل میکند که اول شخصی که ما را متوجه این توقیع نمود محمد بن علی بن تمام بود و ما این توقیع را از روز درجی که در نزد ابن داود بود نوشتیم و بعد که ابن داود آمدند، آن نوشته را نزد وی خواندیم. سپس ابن نوح گفت: عین این توقیع را اهل قم خدمت امام زمان علیه السلام نوشتند و جواب به خط نوبختی و إملاء حسین بن روح برای اهل قم آمد.
دوم اینکه فاعل ابن داود باشد که در این صورت معنا این میشود: ابن نوح نقل میکند که اول شخصی که ما را متوجه این توقیع نمود محمد بن علی بن تمام بود و ما این توقیع را از روز درجی که در نزد ابن داود بود نوشتیم و بعد که ابن داود آمدند، آن نوشته را نزد وی خواندیم. سپس ابن داود گفت: عین این توقیع را اهل قم خدمت امام زمان علیه السلام نوشتند و جواب به خط نوبختی و إملاء حسین بن روح برای اهل قم آمد.
همانطور که مشاهده میشود فاعل «ذکر» چه ابن نوح باشد چه ابن داود گرچه ظاهر این است که ضمیر فاعلی «ذکر» ابن داود باشد، این نقل اصلا دلالت ندارد بر اینکه توقیع موجود در نزد مرحوم شیخ طوسی ره که ما میخواهیم به آن استدلال نمائیم، به خط نوبختی و إملاء حسین بن روح بوده است بلکه جواب نامه اهل قم که عین این توقیع موجود در نزد مرحوم شیخ طوسی ره است، به خط نوبختی و إملاء حسین بن روح بوده است.
پس به خط نوبختی و إملاء حسین بن روح بودن مربوط به این توقیع مذکور که مرحوم شیخ طوسی ره ره نقل کرده و ما میخواهیم به آن استدلال نمائیم، نیست و در نتیجه این تردد نسبت به توقیع مورد استدلال وجود ندارد و اصلا نمیدانیم این توقیع به خط و إملاء چه کسی بوده است.
اشکالی که در اینجا باید گفته شود این است که اگر سند اول برای توقیع دوم هم میباشد و فاعل «ذکر» ابن نوح باشد همانطور که فاعل «و قال» ابن نوح میباشد، مرحوم شیخ طوسی ره به چه سندی هم «و قال ابن نوح» و هم «ذکر ابن نوح» میگوید زیرا گرچه مرحوم شیخ طوسی ره معاصر ابن نوح بوده ولی خودشان تصریح نمودهاند که ابن نوح در بصره میزیسته و ایشان را ملاقات نکردهاند و همین اشکال در صورتی که فاعل «ذکر» ابن داود باشد باز مطرح است زیرا نمیدانیم که مرحوم شیخ طوسی ره به چه طریقی میفرماید: «و قال ابن نوح».
پس باید اشکال محقق سیستانی ره را که در سند دوم فرمودند، برای سند اول هم ذکر نمود اگر سند اول برای توقیع دوم هم باشد و این اشکال را در جواب از اشکال دوم سندی متعرض خواهیم شد.
جواب اشکال سندی دوم:
اشکال سندی دوم از دو جهت بود. یکی اینکه طریق «وَ قَالَ ابْنُ نُوحٍ أَوَّلُ مَنْ حَدَّثَنَا بِهَذَا التَّوْقِیعِ ...» برای توقیع اول میباشد و ثابت نیست که برای توقیع دوم که در ما نحن فیه به آن استدلال شده است یعنی «مِنْ کِتَابٍ آخَرَ فَرَأْیُکَ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّکَ فِی تَأَمُّلِ رُقْعِتی ...» باشد
و جهت دوم این بود که در پایان توقیع دوم گرچه طریقی ذکر شده که عبارت باشد از «قَالَ ابْنُ نُوحٍ نَسَخْتُ هَذِهِ النُّسْخَةَ مِنَ الْمُدْرَجَیْنِ الْقَدِیمَیْنِ الَّذَیْنِ فِیهِمَا الْخَطُّ وَ التَّوْقِیعَاتُ» ولی مرحوم شیخ طوسی ره واسطه خود تا ابن نوح را ذکر ننموده است.
برای جهت دوم، دو جواب میتوان بیان کرد.
جواب اول:
مرحوم شیخ طوسی ره فرمودند: «قَالَ ابْنُ نُوحٍ نَسَخْتُ هَذِهِ النُّسْخَةَ مِنَ الْمُدْرَجَیْنِ الْقَدِیمَیْنِ الَّذَیْنِ فِیهِمَا الْخَطُّ وَ التَّوْقِیعَاتُ» و همانطور که مشاهده میشود، خود مرحوم شیخ طوسی ره این کلام را به صورت جزم به ابن نوح نسبت میدهند و چون این فرمایش احتمال حسیت دارد لذا کلام ایشان مورد قبول واقع خواهد شد. فرقی نیست بین اینکه مرحوم شیخ طوسی ره بفرماید: قال ابن نوح و اینکه بفرماید: ابن نوح ثقة و همانطور که در مورد شهادت به وثاقت ابن نوح احتمال حسیت داده میشود لذا قول ایشان پذیرفته میشود، در مورد اسناد جزمی به ابن نوح هم احتمال حسیت وجود دارد لذا پذیرفته خواهد شد.
جواب دوم:
مرحوم شیخ طوسی ره در کتاب فهرست خود فرمودهاند:
«أحمد بن محمّد بن نوح، یکنّى أبا العبّاس، السیرافی، سکن البصرة، واسع الروایة، ثقة فی روایته، غیر أنّه حکی عنه مذاهب فاسدة فی الأصول، مثل القول بالرؤیة و غیرها!
و له تصانیف، منها: کتاب الرجال الّذین رووا عن أبی عبد اللّه علیه السّلام، و زاد على ما ذکره ابن عقدة کثیرا.
و له کتب فی الفقه على ترتیب الأصول، و ذکر الاختلاف فیها، و له کتاب أخبار الأبواب، غیر أنّ هذه الکتب کانت فی المسودّة و لم یوجد منها شیء و أخبرنا عنه جماعة من أصحابنا بجمیع روایاته، و مات عن قرب إلّا أنّه کان بالبصرة و لم یتفق لقائی إیّاه.»[2]
عبارت «بجمیع روایاته» سه احتمال دارد.
احتمال اول:
مقصود تمام روایاتی است که از ابن روح صادر شده است که این احتمال باطل است چون خیلی بعید است که انسان از تمام سخنان یک نفر که در عالَم از وی صادر شده است، آگاهی داشته باشد.
احتمال دوم:
مقصود تمام روایاتی است که در کتب متدارجه اصحاب و خود مرحوم شیخ طوسی ره از ابن روح نقل شده باشد.
احتمال سوم:
مقصود تمام روایاتی است که در کتب خود مرحوم شیخ طوسی ره از ابن روح نقل شده باشد.
صورت سوم قدر متیقن این احتمالات میباشد و در این «جماعة» حتما افراد ثقه وجود دارند زیرا در خیلی موارد که مرحوم شیخ طوسی ره این جماعت را مشخص میکند محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید ره) و ابن غزائری و ابن عُدُّون را ذکر میکند و علاوه بر این وقتی جماعتی از اصحاب یک حرفی را به کسی نسبت میدهند انسان اطمینان پیدا میکند که این خبر از فلان شخص صادر شده است و کتاب فهرست بعد از این کتب مرحوم شیخ طوسی ره نوشته شده است زیرا مرحوم شیخ طوسی ره در فهرست ترجمهای از خود ذکر کردهاند که در آنجا نام آثار خود را ذکر فرمودهاند.[3] پس ارسالِ مضرّ در توقیع دوم وجود ندارد.
گفته شد که اگر سند اول برای توقیع دوم هم میباشد باید اشکال محقق سیستانی ره را که در سند دوم فرمودند، برای سند اول هم ذکر نمود زیرا مرحوم شیخ طوسی ره واسطه خود تا ابن نوح را ذکر ننموده است و به همین جوابی که در اینجا داده شد از آن اشکال رهایی پیدا خواهیم کرد.
جواب اشکال از جهت اول:
ظاهر این است که سند اول، همانطور که سند برای توقیع اول میباشد، برای توقیع دوم هم باشد چون در کتاب الغیبة آمده است:
«أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ الْقُمِّیِّ قَالَ وَجَدْتُ بِخَطِّ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ النَّوْبَخْتِیِّ وَ إِمْلَاءِ أَبِی الْقَاسِمِ الْحُسَیْنِ بْنِ رَوْحٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ عَلَى ظَهْرِ کِتَابٍ فِیهِ جَوَابَاتٌ وَ مَسَائِلُ أُنْفِذَتْ مِنْ قُمَّ یَسْأَلُ عَنْهَا هَلْ هِیَ جَوَابَاتُ الْفَقِیهِ ع أَوْ جَوَابَاتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الشَّلْمَغَانِیِّ لِأَنَّهُ حُکِیَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ هَذِهِ الْمَسَائِلُ أَنَا أَجَبْتُ عَنْهَا فَکَتَبَ إِلَیْهِمْ عَلَى ظَهْرِ کِتَابِهِمْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قَدْ وَقَفْنَا عَلَى هَذِهِ الرُّقْعَةِ وَ مَا تَضَمَّنَتْهُ فَجَمِیعُهُ جَوَابُنَا [عَنِ الْمَسَائِلِ] وَ لَا مَدْخَلَ لِلْمَخْذُولِ الضَّالِّ الْمُضِلِّ الْمَعْرُوفِ بِالْعَزَاقِرِیِّ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی حَرْفٍ مِنْه ...»[4]
در این توقیع که با سند «أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ الْقُمِّیِّ قَالَ وَجَدْتُ بِخَطِّ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ النَّوْبَخْتِیِّ وَ إِمْلَاءِ أَبِی الْقَاسِمِ الْحُسَیْنِ بْنِ رَوْحٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ عَلَى ظَهْرِ کِتَابٍ فِیهِ جَوَابَاتٌ وَ مَسَائِلُ أُنْفِذَتْ مِنْ قُمَّ ...» میباشد، سوال اهل قم این بوده که این جوابهائی که در پاسخ سوالات ما آمده است، آیا جوابهای امام زمان علیه السلام است یا جوابهای شلمغانی چون از شلمغانی نقل شده که این جوابها از وی میباشد و از طرف حضرت حجت علیه السلام جواب آمد که هیچکدام از این کلمات از شلمغانی نمیباشد و بعد از تمام شدن این توقیع مرحوم شیخ طوسی ره میفرماید: «وَ قَالَ ابْنُ نُوحٍ أَوَّلُ مَنْ حَدَّثَنَا بِهَذَا التَّوْقِیعِ» و منظور از «هذا التوقیع» نمیتواند توقیع بعد یعنی «نُسْخَةُ الدَّرْجِ: مَسَائِلُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ» باشد بلکه قهرا منظورشان همین توقیعی است که الآن ذکر شد و بعد از تمام شدن این توقیع میفرماید: «نُسْخَةُ الدَّرْجِ: مَسَائِلُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ» و منظور از «نسخة الدرج» همان درجی است که در عبارت «ذَکَرَ أَنَّهُ کَتَبَهُ مِنْ ظَهْرِ الدَّرْجِ الَّذِی عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ بْنِ دَاوُد» ذکر شد یعنی همین درجی که نامش را در اینجا بردیم یک نسخه از آن درج را در اینجا میخواهیم برایتان ذکر نمائیم و بعد از پایان آن نسخه میفرماید: «مِنْ کِتَابٍ آخَرَ» که همان توقیع مورد استدلال میباشد و معلوم است که یک توقیع در یک کتاب نوشته شده و در این درج قرار داده شده بوده و یک داستان دیگر که همان توقیع مورد استدلال بوده در کتاب دیگری نوشته شده و در همان درج قرار داده شده بوده است.
پس ظاهر نقل مرحوم شخ طوسی ره این است که این درج یعنی «نُسْخَةُ الدَّرْجِ: مَسَائِلُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ» همان درجی است که نامش را در «ذَکَرَ أَنَّهُ کَتَبَهُ مِنْ ظَهْرِ الدَّرْجِ الَّذِی عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ بْنِ دَاوُد» به مناسبت توقیع قبل برد و بعد برخی از کتابهای موجود در همان درج را برای ما ذکر مینماید.
نتیجه این میشود که ظاهر عبارات مرحوم شیخ طوسی ره این است که این چند توقیعی که ایشان در کنار هم نقل مینماید، مربوط به سند اول است همانطور که أعلام فهمیدهاند زیرا بزرگی اشکال محقق سیستانی دام ظله را نفرموده است متنهی مرحوم شیخ طوسی ره در پایان نقل این چند توقیع یک مطلب جدیدی از ابن نوح نقل مینماید که ابن نوح فرموده است که من اینها را استنساخ کردهام از دو درجی که قدیمی هستند.
ممکن است کسی با توجه به سخنان گفته شده در اینجا توهم نماید که علاوه بر توقیع اهل قم، توقیعات بعد هم به خط نوبختی و إملاء ابن نوح بوده است اگر چه ممکن است خلاف ظاهر باشد.
جواب اشکال سوم سندی:
اگر قائل شدیم که توقیع مورد استدلال مربوط به خط نوبختی و إملاء حسین بن نوح نبوده است، اصلا این اشکال سوم مندفع خواهد بود.
اگر قائل شدیم که توقیع مورد استدلال هم مربوط به خط نوبختی و إملاء حسین بوده است، جواب اشکال این است که تاره قائل میشویم که نوبختی کاتب حسین بن نوح در نامههای حسین بن نوح بوده است کما اینکه خود محقق سیستانی دام ظله به حسب تقریری که در نزد ما میباشد چنین فرموده است، دیگر تشکیک در وثاقت نوبختی معنا ندارد زیرا حسین بن نوح که از نواب خاصه میباشد و میخواهد جواب سوالات مردم را بدهد از کاتبی استفاده مینماید که وی را ثقه میدانسته و احتمال دروغ و اشتباه نوشتن در او داده نمیشده است یا اگر کاتب را ثقه نمیدانستهاند باید بعد از نوشته شدن، نامه را خودشان میخواندند و بعد میفرستادند. پس اگر نوبختی کاتب حسین بن روح بوده باشد اطمینان بر وثاقت وی داریم ولی در موردی پیدا نشده است که وی را کاتب حسین بن روح دانسته باشند.
اگر قائل شدیم که نوبختی کاتب رسمی حسین بن روح نبوده باشد، جواب این است که ما قبول داریم توقیع مورد استدلال مربوط به خط نوبختی و إملاء حسین بوده است، ولی به این جهت که ابن داود به ما خبر میدهد که این توقیع به خط نوبختی و إملاء حسین بن روح بوده است و این توقیع، از توقیعات امام زمان علیه السلام میباشد و مجعول نوبختی نمیباشد و اگر چه ابن داود با حسین بن روح فاصله زمانی داشتهاند ولی در دو جلسه قبل گقته شد که ابن داود شخص ثقهای میباشد و فاصله زمانی هم به حدی نبوده که نتواند این امور را از راه حس به دست آورده باشد پس خبر ایشان احتمال حسیت عقلائی دارد و در نتیجه حجت خواهد بود.
علاوه بر این اگر شما دو امر را به هم ضمیمه نمائید ممکن است گفته شود برای انسان جزم حاصل میشود که این توقیع، از توقیعات امام زمان علیه السلام میباشد و نوبختی از طرف خود چیزی را ننوشته است. یکی اینکه بزرگانی مانند ابن نوح و ابن داود و مرحوم شیخ طوسی ره این مطالب را به عنوان توقیعات حضرت حجت علیه السلام نوشتهاند پس یک گونه شهادت است بر اینکه این توقیعات مجعول نوبختی نمیباشد و دوم اینکه عصر این بزرگان عصر قریب بوده یعنی فاصله به حدی نبوده که نتوانند این امور را از راه حس به دست آورده باشند پس شهادت آنان احتمال حسیت دارد و در نتیجه چنین شهادتی حجت خواهد بود.
وصلی الله علی محمد وآل محمد.