به نام خدا
مورد سوم و جهارم و پنجم: چلابیه و القفه و گاری
در این سه امر سه قول در مسئله است
اول: پاک می شوند مرحوم جواهری و مرحوم سید جمال گلپایگانی
دوم: عدم تطهیر بالشمس مرحوم سید صدر الدین صدر
سوم: الاشکال و الاحتیاط صاحب عروه و اکثرمحشین مثل مرحوم امام و خویی و حکیم و
تحقیق مطلب:
در صحیحه زراره که عنوان سطح و مکان الذی یصلی فیه بود مرحوم حکیم فرموده اند که شامل می شود و وجه شمول این است که این دو عنوان مسلم شامل کشتیهای بزرگ می شود به همان بیانی که در جلسه پیش گفته شد که اینها مانند ساختمانهای بزرگی است که سطح و حیاط و ... دارند و نماز در آنها خوانده می شود.و وقتی شامل کشتی شد فرقی بین صغیر و کبیر وجود ندارد مثل خانه ای که کوچک باشد بنابراین چون عرفا احتمال فرقی بین بزرگی و کوچکی داده نمی شود پس روایت شامل این مورد هم می شود.
این که مرحوم حکیم چه می فرمایند دو تفسیر وجود دارد
ظاهر عبارت مستمسک این است که روایت زراره خودش شامل این سه امر می شود اما مرحوم تبریزی از عبارت ایشان این گونه استفاده کرده اند که روایت زراره بنفسها شامل این موارد ثلاثه نمی شود اما ما تعدی به این موارد می کنیم زیرا فرقی بین صغیر و کبیر نیست.
مرحوم خویی در این برداشت اشکال کرده اند که از روایت زراره نمی توان چنین برداشتی کرد زیرا در روایت زراره السطح و المکان الذی یصلی فیه آمده است و قابلیت نماز گذاری مورد سوال است.و از این می توان تعدی به کشتی کرد زیرا یصلی فیه در آن صادق است اما عرفا گاری یا بلم کوچک یصلی فیه نیستند.درست است که قابلیت عقلی دارد اما قابلیت عرفی ندارد.
بعد خودشان ان قلت فرموده اند که ما گفتیم روایت زراره شامل چوب یا حدیدی که روی زمین افتاده شده می شود و از آن تعدی کردیم به شجر و غیره پس در اینجا هم می توان تعدی کرد.(فقه الشیعه ج5ص269)
و هذا لاینافی ما ذکرناه سابقا من عموم الحکم لمطلق الثوابت ... و هذا لایتم فی المنقولات ...
اما جواب میدهند که ما قبلا تمسک کردیم به قول به عدم و فصل و اجماع مرکب بین ثوابت و ثوابت دیگری که امکان نماز در آنها نیست تفاوتی نیست مثلا بین وسط پشت بام و آخر پشت بام یا بین دامنه کوه و قله کوه که نمی توان نماز خواند.اما در اینجا می خواهیم از ثابت به غیر ثابت تعدی کنیم که در اینجا اجماعی وجود ندارد.
مرحوم تبریزی هم از آقای خویی تبعیت کرده اند اما اجماع را زیاد پر رنگ نمی کنند بلکه می گویند در این موارد معلوم نیست.
علاوه بر اینکه در اینجا وجوهی وجود دارد ...
پس از این راه نمی توان مسئله را حل کرد و قبلا گفتیم که اگر ما باشیم و صحیحه زراره فقط همین سطح و ما یصلی علیه را می توانیم بگوییم و حتی به اشجار نمیتوانیم تعدی کنیم. زیرا این تسهیل مثلا در مواردی مثل درخت و غیره لازم نیست بله مواردی مانند زمین و پشت بام تسهیل این اقتضاء را دارد اما مانند درخت اگر نجس باشد چه مشکلی پیش می آید؟ بنابراین نمی توان جزم به این پیدا کرد.
و تنها چیزی که مشکل را حل می کند همان روایت حضرمی است.و این موارد از مواردی نیست که قطع به خروجشان از تحت این روایت داشته باشیم.
پس می توان گفت که این موارد پاک می شود اما چون بزرگان و فقها برخلاف این حکم داده اند می توان احتیاط کرد.
...
عنوان سوم: الموضع القذر
شمول این عنوان نسبت به این امور واضح است بنابراین مثل مرحوم خویی به این موارد استدلال فرموده اند و مشکل روایت زراره را ندارد زیرا دیگر صفت الذی یصلی علیه را ندارد.و می فرماید این مکان پاک شده است.
اما همان اشکالی که گفتیم وجود دارد که ال ممکن است عهد باشد که بنابراین المکان یعنی همان موضوعی که سوال کردی که سوال از ارض بود.
مورد ششم: البیدر الکبیر
همان سه قول در اینجا هم می آید
و حق این است که روایاتی که می خواهیم الغاء خصوصیت کنیم وجود اینجا وارد نمی شود و نماز هم که نمی شود روی آن خواند.
وصلی الله علی محمد وآل محمد.