به نام خدا
بحث در استثناء بوریا و حصیر بود از منقولات که خورشید مطهر آنها نیست.و گفتند که خورشید مطهر است
دلیل اول عموم روایت پنج و شش باب بود که گذشت و پذیرفتیم
دلیل دوم: سه روایت بود که خواندیم یکی از آنها روایت 3 باب 29 بود سه تقریب وجود داشت
اول: اینکه مراد از صلوه بر شیء سجده بر شیء است به ضمیمه اینکه طهارت مسجد جبهه شرط است به ضرورت واجماع و به ضمیمه اینکه طهارت بواسطه خشک شدن به تنهایی حاصل نمیشود.
اشکالاتی به این تقریب وارد شده است
اشکال اول: مقدمه اول تمام نیست و شاهدی بر آن نیست که مراد از صلوه خصوص سجده کردن مراد باشد زیرا واژه صلوه که معنایش سجده نیست اگر از کلمه علی بخواهید استفاده کنید که صلی علیه اشکالش این است که در نماز غیر از سجده موارد دیگر هم داریم که باید بر چیزی باشد مثل قیام و تشهد و همچنین خود سجده هم مواضع دیگر غیر از جبهه دارد که به لحاظ آنها هم می تواند گفت صلی علیه.شاهد بر این مطلب بعض روایات وارد در تشک است : روایت 3 باب 30 سالته عن ... یکون علیه الجنابه ا یصلی علیه فی المحمل
یصلی در اینجا مراد حتما سجده نیست زیرا بر تشک پاک هم باشد نمی شود سجده کرد پس نه مراد سائل و نه مراد امام سجده کردن است پس یصلی علیه این گونه نیست که ظهور اولیه اش سجده باشد
پس این اشکال تمام است و وارد است.
اشکال دوم: محقق همدانی و محقق حکیم
سلمنا که ظهور روایت و این واژه را در سجده اما باز هم دلالت تمام نیست زیرا در اینجا که امام می فرمایند جایز است امر دائر می شود که تحفظ شود بر ظهور اولیه صلوه بر سجده که شما ادعا می کنید یا اینکه به قرینه این که امام می فرمایند جایز است بفهمیم که صلوه به این قرینه به معنای سجده نیست.زیرا این هم ظهوری است که اگر قرینه بود می توان دست از آن برداشت.
و وزان این روایت وزان ح1 باب 30 می شود.
... عن البیت و الدار لا یصیبهما الشمس و یصیبهما البول و یغتسل فیهما من الجنابه ...
در اینجا نمی توان گفت که حضرت میفرمایند با خورشید پاک شده است زیرا فرض خودش این است که خورشید نمی تابد و تنها راه این است که بگوییم نماز می خواند بدون اینکه بخواهد بر آن سجده کند.
پس در این روایت چون هر دو احتمال هست اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال
ممکن است به ذهن کسی برسد که استششهاد به این روایت مناقشه در آن می شود که منشأ سوال سائل تعاقب امرین است که او می داند که بولی ریخته شده است و مطهری هم ریخته شده است و نمی داند کدام اول بوده است و بنابراین جواب امام اصلا ممکن است ربطی نداشته باشد با سجده بر موضع نجس
اما اصل حرف درست است که ما مرددیم بین تحفظ بر مقدمه اولی کنیم و در نتیجه مدعای مستدل ثابت شود یا اینکه همین را قرینه بگیریم که اصلا سوال سائل از سجده نیست به خصوص این که این مسئله مسلمی بوده است.
اشکال سوم: محقق تبریزی مبانی تنقیح عروه ج3 ص 299 .. کما هو مقتضی قوله علیه السلام فی ...
ایشان فرموده اند که در جیهه اصلا طهارت شرط نیست.
جواب: این روایت محتملات دیگری هم دارد علاوه بر این که این روایت در مقابل امر مسلم و اجماع قرار دارد.
بنده هم از شاگردان ایشان سوال کردم ایشان فتوا به این نداده اند که طهارت جبهه شرط نیست.
تقریب دوم: اینکه صلوه خصوص سجده نیست اما مشتمل بر سجده هم هست.و طهارت مسجد جبهه هم شرط است.
اشکال: مقدمه دوم اشکال دارد که اجماع و مسلم بودن طهارت سجده باعث نمی شود که احتمال مستدل درست باشد بلکه ممکن است که مراد امام این باشد که نماز درست است به شرط اینکه سجده بر آن موضع نباشد.
تقریب سوم:این بود که یصلی علیه اطلاق دارد که ولو اینکه بدنت یا لباست مرطوب باشد پس این دلالت می کند که آن مکان پاک شده است و چون مطهری غیر از خورشید این جا مطهری وجود ندارد می فهمیم خورشید آن را پاک کرده است.
اشکال اول: به حکم روایات دیگر می فهمیم که امام منظورشان این بوده است که لاباس به شرط این که عامل سرایت وجود نداشته باشد
اشکال دوم: قبلا گفتیم که جامد خالی از عین نجاست منجس نیست که قدر مسلمش جایی است که این جامد خالی از عین نجاست با جامد خالی از عین نجاست برخورد کند.بنابر این مبنا هم این روایت مشکلی ندارد زیرا روایت می گوید خشک شده است پس دیگری بولی وجود ندارد بنابراین حتی اگر لباس مرطوب باشد این مکان منجس آن نیست اگر چه خودش نجس است.
پس دلالت این تقاریب ثلاثه تمام نبود
اما از جهت سند هم این تقاریب مورد اشکال قرار گرفته است.
روایت اول که روایت 3 باب 29 بود.
بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنِ الْعَمْرَکِیِّ عَنْعَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَال
وسائلالشیعة ج : 3 ص : 452
محمد بن احمد بن یحیی از اجلا است و اشکالی در آن نیست و اما العمرکی را هم توثیق کرده اند بعدش هم علی بن جعفر است که اشکالی در آن نیست
اشکال این است که صاحب وسائل این روایت را آن طور که در منبع بوده است ذکر نکرده است.در منبع که استبصار باشد باشد در قسمتی است که شیخ طوسی هنوز سند را کامل ذکر می کرده اند در تهذیب آمده است که احمد بن محمد بن یحیی عن محمد بن احمد بن یحیی که این پسر ایشان توثیقی ندارد.
اما روایت 2 باب 30
قبلا گفتیم اسناد شیخ به محمد بن احمد بن عیسی مردد بین حجت و لا حجت نیست.زیرا بعضی از سندهای شیخ درست و بعضی ضعیف است.
بله ذیل این روایت فرموده است که رواه الحمیری در قرب الاسناد ... مشکلش این است که عبدالله بن حسن خودش توثیق ندارد
...
اما روایت سوم:
اشکالش این است که راویان فطحیون هستند و صاحب مدارک فرموده است که این سند حجت نیست.پس این روایات که می گوید بوریا پاک میشود هم اشکال سندی دارد و هم دلالی
ولی حق این است که با روایت پنج و شش این اشکالات از بین می رود.
وصلی الله علی محمد وآل محمد.