بسمه تعالی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله تعالی علی سیدنا و نبینا أبی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا فداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف.
| بحث در بررسی روایت سکونی برای اثبات تنجس بواطن غیرمحضه بود. |
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ: لَبَنُ الْجَارِیَهِ وَ بَوْلُهَا یُغْسَلُ مِنْهُ الثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ تَطْعَمَ لِأَنَّ لَبَنَهَا یَخْرُجُ مِنْ مَثَانَهِ أُمِّهَا وَ لَبَنُ الْغُلَامِ لَا یُغْسَلُ مِنْهُ الثَّوْبُ وَ لَا بَوْلُهُ قَبْلَ أَنْ یَطْعَمَ لِأَنَّ لَبَنَ الْغُلَامِ یَخْرُجُ مِنَ الْعَضُدَیْنِ وَ الْمَنْکِبَیْنِ[۱].
مناقشه ششم: معرض عنه بودن روایت
این روایت مشتمل است بر امری که کسی قائل به آن نیست. طبق این نقل حضرت فرموده اند لبن جاریه نجس است در حالی که کسی به آن فتوا نداده است. حضرت فرموده اند لبن و بول جاریه نجس است؛ زیرا لبن از مثانه خارج می شود و بول هم چون از لبن به وجود می آید نجس است. وقتی نجاست لبن به علت این که مخالف فتوای همه فقهاست باطل شد چیزی که معلول آن است یعنی نجاست بول هم باطل می شود. البته نجاست بول مفتی به است؛ اما به واسطه ادله دیگری که در مورد آن وجود دارد.
بزرگانی به این اشکال تنبیه داده اند از جمله:
در کشف اللثام[۲] ج۵ ص۴۳ فرموده اند: «ضعیف متضمن لما لا یقول به احد لایقول به احد حتی هذا الشاذ.»
می فرمایند این روایت متضمن مطلبی است که هیچ کسی به آن فتوا نمی دهد حتی ابن جنید هم که فتاوای شاذ دارد چنین مطلبی نگفته است.
یا میرزای قمی در غنائم الایام: «و هی مع ضعفها مهجوره عند الأصحاب[۳]» شاید مراد ایشان از مهجوریت، نجاست لبن باشد.
یا مرحوم امام فرموده اند: «فمع اشتمالها على ما یخالف الإجماع و الاعتبار[۴]» ممکن است یکی از مصادیق مخالفت با اجماع، نجاست لبن جاریه باشد.
پاسخ اول مناقشه ششم: حمل امر به غسل بر استحباب
گفته شده امر به غسل در مورد لبن جاریه حمل را حمل بر استحباب می کنیم. آن چه کسی به آن فتوا نداده نجاست لبن و وجوب غسل آن است. اما استصحاب اشکالی ندارد.
اشکال: قابل استدلال نبودن روایت طبق این معنا
در این صورت استدلال به این روایت برای مستدل کارآیی ندارد. زیرا تنجسی ثابت نمی شود و نمی تواند دلیل بر تنجس باطن محضه باشد و در نتیجه تنجس باطن غیر محضه باشد. بلکه ملاقات در مثانه تنها باعث یک امر استحبابی می شود.
پس باید به نحو قضیه منفصله مانعه الخلو گفته که یا این روایت قابل قبول نیست و یا این که حمل بر استحباب می شود که در این صورت قابل استدلال برای مدعا نیست.
علاوه بر این که باید خلاف ظاهر مرتکب شویم و سیاق را به هم بزنیم و نسبت به بول حمل بر نجاست کنیم و نسبت به لبن حمل بر نجاست نکنیم.
اگر کسی بگوید بر هم زدن سیاق اشکالی ندارد بعد از این قرینه مهمی برخلاف آن وجود دارد اما باز اشکال قبلی وجود دارد و آن این که روایت قابل استدلال نخواهد بود.
پاسخ دوم: نجاست مجموع بول و لبن
مرحوم صاحب وسائل ذیل حدیث شریف علاوه بر حمل بر استحباب راه دیگری برای تخلص از اشکال فرموده اند:
وَ مَا تَضَمَّنَهُ مِنْ غَسْلِ الثَّوْبِ مِنْ لَبَنِ الْجَارِیَهِ مَحْمُولٌ عَلَى الِاسْتِحْبَابِ أَوْ عَلَى اجْتِمَاعِهِ مَعَ الْبَوْلِ لِلْعَطْفِ بِالْوَاوِ وَ عَوْدِ ضَمِیرِ مِنْهُ إِلَى مَجْمُوعِ الْأَمْرَیْنِ بِاعْتِبَارِ جَعْلِهِمَا شَیْئاً وَاحِداً[۵].
فرموده معنای روایت این است که چیزی که با ترکیب بول و لبن ملاقات کند متنجس می شود نه این که شستن ملاقی هر یک از اینها واجب باشد. اگر چه این معنا خلاف ظاهر است اما برای تصحیح روایت باید این گونه حمل کنیم. شاهد این مطلب این است که بول به واسطه «واو» به لبن عطف شده و ضمیر «منه» که به این بول و لبن برمی گردد مفرد استعمال شده است. این نشان می دهد که مرجع ضمیر مجموع این دوست.
اشکال: عدم دلالت روایت بر مدعا طبق این معنا
در این صورت باز استدلال تام نیست؛ زیرا باز در این صورت نجاست لبن ثابت نمی شود و نمی توان تنجس باطن را نتیجه گرفت. چون نجاست مجموع مستند به بول است.
علاوه بر این که این توجیه هم بسیار بعید است.
مناقشه هفتم: غریب بودن معنای روایت از جهت دلالت بر طهارت بول پسر
شهید صدر قدس سره در کتاب بحوث فی شرح العروه فرموده اند: و اما المضمون ففی نفسه غریب و بعید و ذلک باعتبار أن بول الغلام لو کان طاهرا فی نفسه لا یحتاج الى التطهیر منه و لا التجنب عنه لاشتهر هذا الحکم و ذاع بین المتشرعه و کثرت الروایات الداله علیه باعتبار شده الحاجه و الابتلاء فی حیاه الناس به مع أن الأمر على العکس تماما[۶].
می فرمایند: این روایت مضمون خیلی غریب و بعیدی دارد و آن این که فرموده بول غلام و صبی پاک است. اگر بول صبی پاک بود و نیازی به تطهیر نداشت، با توجه به این که این مسئله در زندگی همه بسیار مورد ابتلاست، حکم به طهارت مشهور می شد و قهرا روایات فراوانی در این رابطه صادر میشد. در حالی که عکس این مطلب مشهور است و همه متشرعه بول غلام را نجس و واجب الاجتناب می دانند.
پاسخ: عدم دلالت روایت بر طهارت بول پسر
کسی ممکن است پاسخ دهد این روایت دلالت بر طهارت ندارد بلکه بین کیفیت تطهیر فرق می گذارد. می فرماید راه تطهیر بول جاریه «غسل» و راه تطهیر بول پسر «صبّ» است. در واقع دو کیفیت تطهیر وجود دارد. زیرا در شرع کیفیت نجاست بر اساس شدت نجاست تعریف می شود. شیر جاریه چون از مثانه مادر تولید می شود، انجس از بول غلام است. در بول جاریه دو منشأ برای نجاست وجود دارد. اولا بول است و به طور کلی باید از بول اجتناب شود. ثانیا این بول از شیری که از مثانه مادر ساخته شده به وجود آمده. اما در بول غلام تنها یک منشأ نجاست وجود دارد.
بنابراین اشکال شهید صدر مبنی بر این است که روایت دلالت کند بر این که بول یکی نجس است و بول دیگری نجس نیست اما اگر آن طور که بزرگانی از فقها هم فرموده اند بگوییم این روایت دلالت بر این مطلب ندارد بلکه تفصیل در کیفیت شستن است اشکال برطرف می شود و استدلال تمام است.
سوال: در این روایت امر به «صبّ» نیامده است بلکه تنها فرموده اند «لایغسل»
پاسخ: اگر چه این گونه است اما در روایات دیگر فرموده اند «یصب علیه الماء»
مناقشه هشتم
محقق خویی فرموده اند اگر این این روایت صحیح باشد، همین علت در مورد وذی و ودی و مدی هم وجود دارد پس به چه علت شارع اینها را پاک می داند؟
شارع علت نجاست را ملاقات با مثانه ذکر کرده. یعنی چون با بول یا محل بول برخورد می کند متنجس می شود. این علت در مورد وذی و مدی هم وجود دارد. زیرا از مجرایی خارج می شود که محل بول است. وقتی علت واحد است نمی شود حکم مختلف شود.
مقایسه این امور با لبن قیاس نیست بلکه مانند منصوص العله است.
پاسخ: احتمال عدم قابلیت تنجس مدی و وذی
در تنجس اشیاء علاوه بر شرایط سرایت، قابلیت متنجس هم شرط است. بعضی چیزها متنجس نمی شوند چون قابلیت تنجس ندارند. همان طور که بعضی از جمله خود محقق خویی معتقدند لثه اصلا قابلیت تنجس ندارد و اگر چه خون روی آن باشد، باز خود لثه پاک است. یا مشهور فقها و بلکه همه آنها فتوا داده اند که اگر حشراتی مانند مگس و پروانه روی شیء نجسی بنشیند، بعد از بلند شدن اگر حامل نجاست نباشند پاک هستند. زیرا اصلا قابلیت تنجس ندارد و منفعل نمی شوند.
گاهی ائمه ضابطه ای بیان می کنند و تطبیقش را به دست مکلف می دهند در این صورت مکلف می تواند هر جایی آن ضابطه را تطبیق کند مانند روایتی که می فرمایند:
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ ع إِذَا شَکَکْتَ فَابْنِ عَلَى الْیَقِینِ قَالَ قُلْتُ: هَذَا أَصْلٌ قَالَ نَعَمْ[۷].
راوی سوال می کند که آیا این یک قاعده است و امام علیه السلام پاسخ مثبت می دهند.
اما گاه ضابطه ای را بیان می کنند اما تطبیق آن را به دست مکلف نمی دهند زیرا جهاتی دارد که مکلف نمی تواند آن را تشخیص دهد. در اینجا نیز خود امام علیه السلام تطبیق فرموده اند. چون می دانند چه چیزهایی قابلیت تنجس دارند و چه چیزهایی این قابلیت را ندارند، این ضابطه را در مورد لبن تطبیق فرموده اند اما در مورد ودی و مذی تطبیق نفرموده اند.
سوال: اگر ضابطه توسط مکلف قابل تطبیق نیست به چه علت این تعلیل را بیان فرموده اند؟
پاسخ: این که علت را بیان می کنند به این جهت است که بفرمایند ما برای این احکام از نظر شرعی ضابطه داریم.
و صلی الله علی محمد و آل محمد.
[۱] وسائل الشیعه، ج۳، ص: ۳۹۸
[۲] استاد دام ظله نام کتاب را کشف اللثام معرفی فرمودند اما این عبارت و همچنین آدرس، مربوط به کتاب مصابیح الظلام است.
[۳] غنائم الأیام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۱، ص: ۴۳۱
[۴] کتاب الطهاره (للإمام الخمینی، ط – الحدیثه)، ج۳، ص: ۴۵
[۵] وسائل الشیعه، ج۳، ص: ۳۹۹
[۶] بحوث فی شرح العروه الوثقى، ج۳، ص: ۱۵
[۷] وسائل الشیعه، ج۸، ص: ۲۱۲