به نام خدا
بررسی کلام محقق سیستانیدام ظله 4
بحث در مناقشاتِ مقدمه سوم استدلال شیخ اعظم(ره) بر تعدی بود. تاکنون چهار مناقشه و جواب آنها بیان شد. اکنون به مناقشه اخیر میپردازیم.
مناقشه پنجم: این اشکال از آقای سیستانیدامظله است، علی ما کتبَه بعضُ تَلامِذَتِه. خود این اشکال مبنای مطلب مهمی شده که تعدی از مرجحات منصوصه است، اما نه از راهی که شیخ(ره) فرمودند. اشکال این است که شیخ(ره) ریب را به معنای شک گرفتند، لاریب فیه یعنی لاشک فیه. قهراً عدم شک ملازمه دارد با اینکه مقطوع است؛ چون جایی که شک نیست قهراً قطع وجود دارد. به خاطر همین جهت فرمودند خبر مشهور که بواسطه قرائن به معنای المعروف عند الکل است، قطعآور نیست. خبر مشهور عند الکل را همه میشناسند ولی شاید راوی آن نباشند، لذا ممکن است سندش، دلالتش یا جهتش قطعی نباشد. بنابراین «الْمُجْمَعَ عَلَیْهِ مِنْ أَصْحَابِک یُؤْخَذُ بِهِ فَإِنَّ الْمُجْمَعَ عَلَیْهِ لَا رَیْبَ فِیه»؛ یعنی هیچ شکی در آن نیست، بلکه مقطوع است. این با موضوع (الْمُجْمَعَ عَلَیْه) به معنای یعرفه الکل سازگار نیست، پس به ناچار لاریب فیه اضافی مراد است؛ یعنی نسبت به طرف دیگر میسنجیم و میبینیم بالقطع و الیقین در دیگری نیست. حالا محقق سیستانیدامظله میفرماید اساسا ریب به معنای شک نیست تا این نتایج حاصل شود. ریب یک معنایی دارد که میشود بر اساس آن لاریب فیه را به معنای حقیقی گرفت، و با عدم قطع هم سازگار باشد؛ یعنی با اینکه قطع نداریم و شک داریم میگوییم لاریب فیه است. ایشان میفرماید ریب به معنای اضطراب، قلق نفس، دلهره، سوء ظن و امثال این است. معنای ریب در لغت و عرف این است. و برای اثبات آن کلمات لغویین را مفصّلاً نقل کردهاند و به بعض آیات مبارکات[1] که در آنها جمع بین شک و ریب شده نیز تمسک کردهاند. توضیح مطلب این که وقتی شخصی خبری میآورد و ما او را آدم راستگو و ثقهای میدانیم، احتمال این که لعلّ سهو یا اشتباه کرده باشد میدهیم، ولی اینها برای ما قلقی ایجاد نمیکند و در عرفِ عقلاء این احتمالات مفروغٌ عنه است، لذا به این خبر با خیال راحت عمل میکنند. ولی وقتی این خبر معارضی از یک ثقه دیگر پیدا میکند در اثر علم اجمالی بر اشتباه یکی از متعارضین، برای انسان در وهله اول قلق و اضطراب ایجاد میشود. قبل از اینکه به معارض بربخورد شک در دلش بود، ولی به آن اعتنا نمیشد، اما بعد از اینکه ثقه دیگری به نقطه مقابل (نقیض یا ضد) آن إخبار میکند، این تعارض موجب علم اجمالی میشود که یکی از این دو تا باید خطا کرده باشد، ولی ما نمیدانیم کدام یک اشتباه است؛ لذا در نفس انسان قلق و اضطراب پیدا میشود، اسم این حالت ریب است. نام آن حالتی که قبل از تعارض بود شک بود، (به هر حال احتمال خلاف وجود داشت؛ چون راوی معصوم نیست، ولی لایُعتَنی بذاک الشک، ولی این حالت ثانوی که در کنار آن شک قبلی پیدا شد قلق و اضطراب است. و این قلق منشأ دارد. پس هر قلق و اضطرابی ریب نیست. ممکن است شخصی بی دلیل حالت اضطراب دارد، دلشوره دارد، اسم این ریب نیست. اما در اینجا قلق از علم اجمالی ناشی ما میشود. چون میدانیم در این بین خطایی رخ داده، دچار اضطراب میشویم. حال اگر رفتیم بررسی کردیم و دیدیم خبر الف را مشهور نقل کرده و خبر ب را یک عده نادری نقل کردهاند. در اینجا آن قلق و اضطرابی که در ما پیدا شده بود بواسطه ملاحظه شهرت منصرف میشود به منقولٌ عنه آن عده نادر، و میگوییم لابد آنان اشتباه کردهاند، و قلق از منقولٌ عنه مشهور دفع میشود و میگوییم بعید است این همه آدم خطا کرده باشند. البته نوع قلقی که برای ما پیدا شده هم در این مساله مؤثر است. مثلا گاهی قلقی که ایجاد میشود این است که لعلّ یکی از اینها دروغ گفته و اصلا خبری که نقل کرده صادر نشده است؛ یعنی نسبت به صدور ریب داریم و گاهی نسبت به دلالت ریب داریم که شاید ما بد میفهمیم؛ یعنی دلالت چیز دیگری است و تعارضی وجود ندارد. و گاهی نسبت به جهت قلق و ریب داریم که شاید یکی از اینها برای بیان حکم واقعی صادر نشده است. هر کدام از اینها باشد، راهکار خودش را دارد. اگر از نظر جهت بود و دیدم مشهور و عمل معظم اصحاب در تمام أزمنه، حتی زمانی که زمینهای برای تقیه نبوده، طبق یک طرف است ریبی که تاکنون بین این دو مردد بود، از مشهور منصرف میشود و در طرف دیگر متعین میشود. طرف مشهور یقینی نمیشود؛ چون آن شک همچنان هست، احتمال خطا هست؛ چه بسا حکم واقعی خدا این نباشد، شاید قیدی جا افتاده یا در مقامِ تلقی راوی توجه کامل نکرده است، ولی آن قلق و اضطراب جدید (که در اثر تعارض پیدا شده بود) مندفع و به طرف مقابل منصرف میشود. همین جا نقطه افتراق فرمایش ایشان با شیخ(ره) است. و اگر قلق از نظر صدور بود، شهرت روایی کارساز است، فتوایی کارساز نیست. فتوا یعنی حجت است؛ چون همه فتوا دادهاند، ولی وقتی اکثر اصحاب خودشان از امامعلیهالسلام نقل میکنند، انسان اطمینان پیدا میکند که حتما صادر شده است و آن قلق از بین میرود. البته حالات مختلف است، گاهی یقین میآورد و شک را هم از بین میبرد، و گاهی پایینتر است و فقط اطمینان میآورد، ولی به هرحال قلق را از بین میبرد. اینکه حضرت فرموده فَإِنَّ الْمُجْمَعَ عَلَیْهِ لَا رَیْبَ فِیه میخواهد بفرماید خبری که مشهور (به تناسب روایی یا فتوایی) آن هم مشهوری که عرفاً میتوان گفت همه گفتهاند، نقل کند، قطع نمیآورد، بلکه دیگر قلق در آن نیست؛ یعنی واقعاً قلق و اضطراب عرفی در آن نیست، نه اینکه به تناسب طرف مقابل. شیخ(ره) فرمود لاریب فیه به معنای نفی ریب اضافی است ولو خودش هزار ریب داشته باشد، پس باید به حکم العِلَّۀُ تُعَمِّمُ و تُخَصِّص به هرجایی که چنین است، تعدی کنیم. لذا هر گاه در متعارضین یک خبر به نسبت دیگری خلل احتمالی کمتری داشت، برای ترجیح کفایت میکند، ولو جهت این امتیاز غیر از مرجحات منصوصه باشد. بنا بر آنچه گفتیم این فرمایش ایشان نادرست است. بله، ما هم تعدی میکنیم، ولی به این بیان: هر چیزی که موجب بشود قلق و اضطراب ایجاد شده بواسطه تعارض از بین برود، ولو منجر به قطعیت صدور و جهت نشود، مرجِّح است. محقق سیستانیدامظله میفرماید تمام چیزهایی که در مقبوله ذکر شده، مصداق همین است، هم قبل از این فراز و هم بعد از آن. حضرت در باب صفات راوی فرمود به اعدل و اورع و افقه و اصدق اخذ کن، اینها از همین باب است؛ یعنی چون صغرای همین کبری است. اگر دو تا حاکم حکم متعارض کردند میگوید اصدق و اورع را بگیر، چون اگر راوی اورع باشد، قلق و اضطرابی که در اثر اختلاف این دو حاکم پیدا شده، منصرف میشود به طرف دیگر و از اورع دفع میشود. بقیه صفات نیز همینطور. تعبدی هم نیست، بلکه یک واقعیتی است. البته قبلا گفتیم بحث صفات مربوط به حاکم است، ولی فرقی نمیکند اگر مربوط به حاکم هم بگیریم همینطور است، اگر مربوط به راوی هم بگیریم همینطور است. فرازی که در ادامه آماده نیز از مصادیق آن قاعده کلی عقلائی است، بعد از اینکه راوی فرض میکند هر دو طرف تعارض مشهور هستند، امامعلیهالسلام او را به مخالف عامه ارجاع میدهند. عقلاء هم وقتی به تعارض دو اماره برمیخورند و برایشان قلق و اضطراب پیدا میشود، اگر شواهدی پیدا کردند که باعث شد قلق و اضطراب منصرف به طرف دیگر بشود، به ذوشواهد عمل میکنند؛ چون تنها مانع که آن قلق بود از بین رفته است. پس مقبوله در حقیقت ما عند العقلاء و سیره عقلائی را امضاء میکند و در صدد بیان یک امر تأسیسی نیست، و تمام آنجه در مقبوله آمده صغریات همین سیره است. بنابراین بر اساس این روایت باید به هر مزیتی که این حالت را ایجاد میکند تعدی کنیم. مثلا فهمیدیم یک از متعارضین نقل به معنا شده و دیگری عین الفاظ امامعلیهالسلام است. توجه به همین نکته قلق را متوجه منقول به معنا میکند؛ چون این عین الفاظ را آورده و اگر اشتباهی باشد مربوط به آن طرف است؛ چه بسا راوی در فهم کلام حضرت دچار اشتباه شده است. پس خود نقل به معنا یَصرِف الریبَ بالخبر المنقول بمعنی. مثال دیگر اینکه فرضاً یکی از متعارضین قرب الإسناد دارد؛ با دو و اسطه از امامعلیهالسلام نقل شده است و دیگری ده تا واسطه میخورد. توجه به اینکه این یکی ده بار دست به دست شده و احتمال خطا و سهو در هر بار انتقال افزون شده، باعث میشود ریب به آن منصرف شود. و بالعکس از قریب الاسناد دفع میشود. شیخ اعظم(ره) شبیه این کارها را در فقه(مکاسب) انجام داده است، مثلا در تعارض روایت کافی با کتاب قرب الاسناد کافی را مقدم میکند؛ چون نُسَخ کافی متواتر است و جزمی که در اینجا هست در آنجا نیست، ولو این هم فی نفسه حجت است. از نظر شیخ(ره) کافی لاریب اضافی است، چون به نسبت، احتمالات اشتباهی که در قرب الاسناد هست، اینجا نیست. و به بیان آقای سیستانیدامظله چون قرب الاسناد متواتر نیست، اگر به واسطه صدور قلقی پیدا شده باشد، روایت کافی مقدم میشود چون قلق از آن منصرف میشود، و هکذا بقیه أمثله. این حرفها در فقه و نقشه راه اجتهاد بسیار مؤثر است.
إن قلت: شیوه عقلا در بیان ضوابط اینگونه نیست که چند صغری بیاورند و بعض صغریات را معلَّل کند تا نشان دهد مقصود اصلیش کبری است.
قلت: اگر کسی ابتدا به سخن کند این حرف درست است، ولی وقتی در سوال و جواب باشد، که به مقتضای سوال سائل سخن گفته میشود این اشکال وارد نیست.
محقق سیستانیدامظله در این مقام مشخص نکردهاند که بالأخره منظور ایشان از "المجمع علیه" چیست. البته در ضمن نقد حرف دیگران در همان باب این را تقویت میکند که "اصحابک" یعنی اصحاب خود شخصی که مبتلای به تعارض شده است. به این نکته تصریح فرمودهاند.
این مجموع کلمات این محقق بزرگوار به شکلی که ما فهمیدیم و بیان کردیم. در مقابل این فرمایش تعلیقاتی هست که باید مطرح کنیم ببینیم جواب دارد یا خیر؟
بررسی کلام محقق سیستانیدام ظله
ایشان فرموده ریب به معنای قلق و اضطراب است. ولی این مقاله به حسب آنچه در لغت آمده امر مسلمی نیست. بزرگانی از لغت مثل مصباح المنیرگفته:الرَّیْبُ: الظَّنُّ و الشَّکُّ و رَابَنِی الشَّىءُ یَرِیبُنِی إِذَا جَعَلَکَ شَاکًّا[2]. معمول مفسرین و اهل لسان این آیه «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین»[3] را چگونه معنا کردهاند؟ گفتهاند شکی در آن نیست یا گفته اند لاقَلَقَ فیه؟ البته وقتی شک نبود، قلق و اضطرابی هم نیست، چه بسا به همین دلیل که لازمه معنای حقیقی است در برخی جاها به عنوان معنا ذکر شده است. بنابراین اینکه میفرماید به مُجمعٌ علیه اخذ کن به دلیل این است که شکی در آن نیست، و چه بسا حضرت منشا قلق و اضطراب را نفی میکند، یا چیزی که یُوجِبُ الاطمینان را بیان میکند؛ یعنی آن طرفی که شکی در آن نیست را اخذ کن! چرا قلق داری؟ نه اینکه معنای ریب قلق است، بلکه یعنی تو که قلق داری برای رفع قلقت به این خبری که لاشک فیه است، اخذ کن، تا قلقت از بین برود. لازم نیست چون او قلق دارد معنای ریب را قلق بگیریم، این قرینه خوبی نیست بر اینکه لغت را اینگونه معنا کنیم.
حرف نهایی این است که اینجا دو مطلب مهم هست یکی اینکه به مسلک شیخ(ره) اشکال کنیم. دیگر اینکه این استفاده را بکنیم و این شکل تعدی کنیم. اگر بخواهیم به شیخ(ره) اشکال کنیم به همین اندازه کافی است که بگوییم گرفتن ریب به معنای شک مسلم نیست تا آن موارد را استنتاج کنید، بلکه شاید به معنای قلق باشد. ولی برای اثبات مطلب دیگر که به روش آقای سیستانیدامظله معنا کنیم، نیز کفایت نمیکند. ما ممکن است به این مقدار با ایشان موافقت کنیم که وقتی به بعض لغات که ایشان نقل فرموده، مراجعه میکنیم به معنای قلق گرفتهاند، ولی از طرف دیگر وقتی به برخی دیگر از لغات رجوع میکینم میبینیم به شک معنا کردهاند. پس هر دو در مجامع لُغوی هست. اهل لسان نیز در قرآن ریب را به شک معنا کردهاند، پس فوقش این است که مردد میشویم. بنابراین نه فرمایش شیخ(ره) را میشود تصدیق کرد و نه فرمایش ایشان را، برای ما مجمل است. بنابراین مطلب ایشان به این مقدار که فرمایش شیخ انصاری را با مشکل مواجه کند خوب است، ولی حرف خودشان را اثبات نمیکند. و للکلام تتمۀٌ.
وصلی الله علی محمد وآل محمد.