لازم به ذکر است: متن ذیل پیاده شده از صوت درس میباشد و هیچگونه ویرایشی روی آن اعمال نشده است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله تعالی علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا فداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف.
السلام عَلَى الصِّدِّیقَةِ فَاطِمَةَ الزَّکِیَّةِ حَبِیبَةِ حَبِیبِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ أُمِّ أَحِبَّائِکَ وَ أَصْفِیَائِکَ الَّتِی انْتَجَبْتَهَا وَ فَضَّلْتَهَا وَ اخْتَرْتَهَا عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ کُنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ کُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلَادِهَا اللَّهُمَّ وَ کَمَا جَعَلْتَهَا أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ حَلِیلَةَ صَاحِبِ اللِّوَاءِ وَ الْکَرِیمَةَ عِنْدَ الْمَلَإِ الْأَعْلَى فَصَلِّ عَلَیْهَا وَ عَلَى أُمِّهَا خَدِیجَةَ الْکُبْرَى صَلَاةً تُکْرِمُ بِهَا وَجْهَ أَبِیهَا مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ تُقِرُّ بِهَا أَعْیُنَ ذُرِّیَّتِهَا وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّی فِی هَذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَ السَّلَام.
خب ایام ایام حزن اهل بیت، ایامی است که شهادت صدیّقهی طاهره سلام الله علیها است این نگاهداشتن سوگواریهای این بزرگواران، به خصوص صدیقهی طاهره علاوه بر عرض ارادت به ساحت قدس آن موالیان بزرگ هست پیوسته کأنّ اسلام خواسته این مسئله در ذهنها زنده بماند که اسلام در خطر هست راه حق در خطر هست بعد از پیامبر بزرگ اسلام اینها با دسیسههای مختلف مسیر را عوض کردند راه را عوض کردند و این خطر همیشه وجود دارد و امروز هم همینطور است شما میبینید این تجمّعات مختلف ولو اندک هست اما این تجمعات با حرفهایشان، مطالبشان، شعارهایشان که انسان نگاه میکند اینها نظیر همان کارهایی است که در صدر اسلام میکردند و میخواهند مسیر را از مسیر حق جدا کنند و دو مرتبه طاغوت را جایگزین کنند، چه معنا دارد که گفته بشود که فلان طاغوت جای تو خالی است، معنایش این هست که یعنی او به جای اسلام بیاید؟ به جای ارزشها بیاید؟ بله مشکلات وجود دارد اما این مشکلات از اسلام است؟ از راه حق است؟ یا مشکلات از ناحیهی دشمنان اسلام، عمدهاش از ناحیهی آنها و بخشی هم از ناحیهی کمکاریها یا بلد نبودنهای افرادی یا امثال این امور که حالا لازم نیست بر آنها تکیه بشود که معلوم هست. بنابراین این وظیفهی مهم برای همهی ما هست که واقعاً در دفاع از اسلام از حکومت الهی، از این راهی که حضرت امام قدس سره با آن مجاهدتها، با آن شهادتها،با آن ایثارگریها، با آن مشکلاتی که مردم خداجوی تا به حال تحمل کردند و خواهند کرد ان شاء الله در صحنه باشید. امروز هم روزی است که وظیفه داریم که ان شاء الله در این تجمعهایی که در مقابل اعدای اسلام و برای تقویت اسلام هست شرکت کنیم هدف من هم از آمدن همین بود که یک چند کلمهای در اینباره صحبت کرده باشیم و چون واجب موسّع هست بخشی از آن را هم ان شاء الله آنجا خواهیم رفت. فقط به اندازهای که امروز هم این مطلبی که در روز آخر درس عرض شد عرض بکنم این مطلب را بحثی را عرض بکنیم و ان شاء الله شرکت بکنیم در این تجمع مبارکی که وظیفهمان هست.
خب گفتیم یکی از راههایی که به واسطهی آن میتوان اثبات کرد که امر به معروف و نهی از منکر در آن معنای جامع استعمال شده است عبارت است از این مطلبی که در معقول و علم کلام گفته میشود که «الواجباتُ الشرعیة الطافٌ فی الواجبات العقلیة» که الواجبات هم گفتیم از باب مثال هست. یعنی تشریعات شرعی، محرماتش، واجباتش، احکام وضعیهاش، احکام تکلیفیهاش، همهی اینها الطافٌ فی الواجبات العقلیة، یعنی چی؟ یعنی خدای متعال شریعت مقدسه را گتره و گزاف که حکم نمیفرماید هر حکمی را میفرماید یک مصلحت واقعی و نفس الامری پشتوانهی آن هست که عقل اگر آن را درک میکرد میگفت همین کار را باید کرد. آنهایی که شارع واجب کرده است اگر عقل مصالحش را میفهمید او هم میگفت بله، اگر محرمات را اگر مفاسدش را میفهمید عقل هم میگفت بله آن هم باید ترک بشود و هکذا، بنابراین ولی چون عقول ما ناقص است و نمیتواند به آن حقایق به طور کامل دسترسی پیدا کند شارع آمده لطف فرموده فلذا تشریعات شارع الطافٌ فی الواجبات العقلیة است. بله عقول کامله مثل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ائمهی هدی علیهم السلام و خلاصه معصومین علیهم السلام، آنها بله چون امور واقعیه را هم درک میکنند آنها احتیاج به تشریع مثلاً ممکن است بگوییم نداشتند اگر خدای متعال تشریع هم نمیفرمود آنها میفهمیدند که چه باید بکنند و چه باید نکنند. اما برای نوع بشر اینطوری نیست فلذا الطافاً فی الواجبات العقلیة، این مطلبی است که گفته میشود خب بر اساس این مطلب گفته میشود که عقل ما این مطلب را درک میکند که خصوصیتی برای امر و نهی و یک مصلحت خاصهای برای امر و نهی بما لهما من الخصوصیات نیست بلکه آن مصلحتی که در اینجا وجود دارد سد جلوی مفاسد است بیاحترامی خدای متعال است هتک حرمت خدای متعال هست و انقاذ بشر از مهالک است و رساندن آنها به مصالحشان است آن که وجود دارد این هست و این مصلحت راهش منحصر در امر و نهی بمالهما من الخصوصیات نیست بلکه راهش این هست که وادار کنیم افراد را به أیّ وسیلةٍ کانت، مگر یک جایی مزاحم اعلایی پیدا بکند. بنابراین با توجه به این که این مروا و انهوا عن المنکر، در حقیقت لطفٌ فی الواجب العقلی، آن واجب عقلی هم یک امری است که خصوصیت ندارد بنابراین میفهمیم اگر گفتند که مروا بالمعروف و انهوا عن المنکر یا از باب مثال و نمونه و فردی از افراد را خواستند بگویند یا مرادشان اصلاً از مروا احملوا و ابعثوا هست نه با آن خصوصیاتی که دارد بنابراین از این قرینهی عقلیه متوجه میشویم احد الامرین را که إمّا این از باب مثال است و إمّا این که مستعملٌ فیه آن همان إبعثوا و إحملوا هست. این مطلبی است که گفته شده و ما این را توضیح بیشترش را در سابق در همان جلسات شاید چهلم و اینهای سابق عرض کردیم وقتی که در آن مقامی صحبت میکردیم که موضوع امر به معروف و نهی از منکر و امر و نهی را توضیح میدادیم خب جواب این مسئله هم این هست که ما در باب امر به معروف و نهی از منکر اگر واقعاً احراز میکردیم که کلّ مصلحت به جمیع جوانبه و خصوصیاته را درک میکنیم میتوانستیم این را قرینه قرار بدهیم. اما ما بجمیع جوانبه و خصوصیاته درک نمیکنیم و نمیدانیم که لعلّ یک جهات دیگری را هم شارع شاید ملاحظه فرموده یک مزاحمات اعلایی شاید وجود داشته باشد یک مصالح دیگری هم لعلّ وجود داشته باشد بنابراین حدس میزنیم حدساً ظنّیاً، نه حدساً قطعیاً جزمیاً که هیچ احتمال دیگری در آن وجود نداشته باشد این نیست پس بنابراین چون اینچنین است نمیتوانیم تکیه کنیم به این دلیل، بله میدانیم این مطلب را تسلیم بشویم که «الواجباتُ الشرعیه الطافٌ فی الواجبات العقلیة»، این درست است اما به نحو علم اجمالی، اما حالا آن واجب عقلی بحدوده و ثغوره و خصوصیاته چه هست در هر مورد در هر مورد چه هست این را ما واقف نیستیم به او، که همهی خصوصیات آن را بدانیم فلذا هست که آنچه که ما میدانیم یک احتمال است یک مظنّه است «و الظنّ و الاحتمال لایُغنی من الحق شیئاً» آنچه که نیاز به آن داریم جزم و قطع و یقین است آن هم که حاصل نیست برای ما، بنابراین به دلیل نمیتوانیم بگوییم حتماً شارع که فرموده است «مروا بالمعروف و انهوا عن المنکر» این مرادش آن معنای عام هست بله برای تأیید در کنار سایر ادله برای تأیید لابأسبه، اما برای این که دلیل باشد و ما طبق آن بخواهیم فتوای اینچنینی بدهیم برای این مسئله کفایت نمیکند. خب حالا به همین اندازه اکتفا میکنیم امروز برای این که ان شاء الله در این جلسهی مبارک شرکت کنیم ان شاء الله.
و صلی الله علی محمد و آل محمد.